امروزیکشنبه ۰۲ ارد ۱۳۹۷/در مجله توهمنلی

ترکمانچای
امکان بارش برف در روز های آینده کم است
هوای نسبتا سرد
۱۸:۴۵
خبرنامه
جهت دریافت جدیدترین اخبار در خبرنامه توهمنلی با ثبت ایمیلتان عضو شوید
ایمیل :

tohmanli

ترکمانچای نا گفته ها و گفته های زیادی دارد ترکمنچای شهری است تاریخی ودارای آثار باستانی از ادوار مختلف تاریخ در ۵۲ کیلومتری میانه قرار دارد.

دراین مقاله با علم میفولوژی سعی خواهیم کرد تا به تشریح یکی از آثار باستان این شهر که اینروزها روبه فراموشی است بپردازیم.

این اثر باستانی تقریبا از بین رفته است بیشتر آثار این مکان به سرقت رفته یادراثر جهالت اهالی از اهمیت این سنگها در ساختمان سازی اهالی مورد استفاده شده است.وتنها ۲ قطعه سنگ از آن به جای مانده است.

قبل از معرفی این اثر بهتر است تا در مورد جغرافیای شهری ترکمنچای همراه با جزئیات این اثر یا مکان ارائه دهیم. ترکمنچای شهری است که در نزدیکی کوههای بوزقوش و در منطقه ای دره مانند واقع است که از وسط این دره رودی به نام ترکمنچای عبور می کند(علت نامگذاری این شهر به این نام میتواند همین رود باشد) وخانه ها در دو طرف این رود یعنی ضلع شرقی و ضلع غربی این رود بنا نهاده شده اند.

در هر دو طرف رود یک قبرستان وجود دارد.که در تپه ها قرار دارند.در قبرستانی که در ظلع غربی این شهر قرار دارد (البته قبرستان کنونی مقداری بالاتر انتقال یافته است و بر روی قبرستان اصلی و قدیمی خانه سازی شده است) مکانی به نام توربه یا نشان گاه وجود دارد.که احتمال دارد این مکان در طول تاریخ نامهای دیگری هم داشته باشد.

این مکان تا ۳۰الی۵۰ سال پیش تقریبا به طور کامل حفظ شده بود و رفته رفته به تاراج برده شده است.درموردتاریخ این مکان نمیتوان به صورت دقیق اظهارنظرنمود.چون همه ی نشانه هاومحتویات این مکان به دوران اساطیری برمیگرردسعی داریم تا با معانی اساطیری و علم میفولوژی به تشریح جزئیات این مکان بپردازیم.

البته مشابه این مکان در دیگر جاهای آذربایجان هم وجودداشته و بعضی هاهم حفظ شده ند و نشانگر تاریخ و تمدنی بسیار غنی و کهن هستند.

این مکان توربه نام دارد که اگر بتوانیم این نام را بدین صورت تجزیه کنیم

توربه/توربا/تورابا =تو + ار/آر +اوبا/آبا

میرعلی سیداف در کتابش با نام «آذربایجان خالقینین سوی کؤکونو دوشونرکن» «تو»راکوه/سنگ/داغ درزبان ترکی معنی میکند. «ار/آر»به معنی پاک«آبا/اوبا» به معنی بزرگ،گرامی،مکان است.البته کلمه ی توربه را عبادتگاه نیز معنی می کنند.

به گفته ی اهالی مسن این مکان با دیوارهای سنگی بزرگ به ارتفاع تقریبا یکمتر (اندازه ی سنگها به طول ۱الی ۲ متر،عرض ۳۰الی ۵۰ سانتیمتر،ارتفاع ۳۰الی ۵۰ سانتیمتر)محصورشده بوده به طوریکه تلی از سنگهای مشابه نیز در داخل محوطه ی این مکان مشاهده میشد که نشان از بلند بودن دیوارها و تخریب شدن آنها و ریخته شدن شان در محوطه بوده است.

امادرجای اصلی این مکان سنگها با شکلی خاص و دارای نقش و نگار و نوشته چیده شده بودند.درتعدادی از سنگها جای پای اسبها را میتوان دید و جای پای اسبها کاملا مشخص و واضح بوده اند.

چراغی قدیمی که اصطلاحا «پیلته» میگویند همیشه در این مکان روشن میگذاشتند.در این مکان بئشیک (گهواره) سنگی وجود داشت که از سنگ تراشیده شده بود و از کنار هم قرار گرفتن چندین سنگ کامل میشد.یکی از سنگها ی این بئشیک (گهواره) به صورت شکسته همچنان باقیمانده ودرعکس این سنگ را مشاهده می فرمایید.

دراین محل قوچ(گوسفندی)وجود داشت که ازسنگ تراشیده شده بود و نگاهش به سمت قوچ(گوسفند)قبرستان روبروی یعنی قبرستان ظلع شرقی بود.(درقبرستان ضلع شرقی نیزگوسفندی تراشیده شده از سنگ وجود داشت که یکی از چشمهایش کور بود).

مردم این شهر هر ساله در ماه محرم جمع میشدند و معتقدبوده اندکه این قوچ (گوسفند)به جنگ قوچ (گوسفند)دیگرخواهدرفت ودرجنگ قوچ(گوسفند)توربه یکی از دو چشم قوچ(گوسفند)قبرستان ضلع شرقی را کورخواهدکرد.

اعتقادات مردم این شهر به این مکان بسیار مقدس بوده ومکان مقدسی برای مردم محسوب میشدوازاهمیت خاصی برخورداربود.هرکسی که نظرونیازویاهرگونه نیت،خیرات،شفاخواهی و… داشت به این مکان مراجعه میکرد.

مراسمات این مکان تاجایی که به یاد میآید اکثرا توسط زنان صورت میگرفته و زنان با جمع شدن در این مکان وبا انجام اعمال خیر و نذر و نیازبه عبادت میپرداختند.اعتقاد داشتند این مکان مریضان را شفا میدهند .اگر زنی بچه دار نمی شدازاین مکان طلب فرزند میکردند.اعتقادداشتندهر کس که سنگهای این مکان را جابه جا کند عاقبت به خیرنخواهد شد واعتقادات دیگر ….

( با وجود اینکه نشانه های تاریخی این مکان بسیار کمرنگ شده ولی نشانه های اساطیری این مکان که به اعتقادات چندین هزار ساله ساکنین این آب و خاک مربوط می شود به وضوح دیده می شود.

 در اکثر مناطق آذربایجان مناطق مشابهی نظیر “توربه” عبادتگاه و مکان مقدس برای اهالی منطقه به حساب می آیند. این اماکن در اکثرموارد از سنگ های تراشیده و در معدود موارد از درختان تنومند نشانه گذاری شده اند.

تقدس عنصر سنگ یا به عبارت صحیح تر خاک در باورهای عامیانه ملت آذربایجان ریشه در تفکرات اساطیری دارد که ۶ عنصر را با وجهی داستانی به عنوان «باشلانغیج» یا شروع آفرینش قرار داده اند. در نسخه اویغور داستان اوغوزنامه آمده است: {اوغوزقاغان اولو بابا (پدربزگ گرامی و بزرگ)فرزندآیقاغان و بوغا بود.مادرش «یارادیجی الهه»(حمایت کننده و زایمان کننده ی بچه ها،الهه ی آفرینش)،پدرش آفریننده ی شکست ناپذیر که گویابعدهابه اونقون به شکل بوغاتصورشده است. اوغوز ابتدا با «گونشین اینسانلاشمیش شعاسی» (با انسان شده ی شعاع خورشید)یا همان عنصر آتش ازدواج نموده و صاحب سه فرزند به نامهای«گون،آی،یولدوز»میشودوبعدبادختری که ازدرون درختی که در دریاچه بودوعنصرآب و الهه ی بیتکی ودونیاآغاجی است(گؤلون اورتاسیندا چیخان آغاجین ایچیندن چیخان قیز)ازدواج کرده و صاحب سه فرزند دیگر که با آب و خاک ارتباط دارندبانامهای«گؤک،تئنیز/دنیز،تاغ / تاق / داغ»میشود. دراوغوزهاقبیله به دوتیره ی بیرینجی اوچم اکیزقارداشلار(برادرسه قلوی اولی)وایکینجی اوچم اکیزقارداشلار(سه قلوی دومی) تقسیم میشوند.اونقون (نماد) هردوقبیله قویون (گوسفند) وتویوق (مرغ ) است . تفاوت اینجا است که یکی آغ قویون (گوسفندسفید) وقیزیل تویوق (مرغ طلایی) ودیگری قارا قویون (گوسفندسیاه) وگوموش تویوق (مرغ نقره ای) .اوغوز سه پسر بزرگ خود را به طرف گوندوغان (مشرق) وسه پسرکوچک خودرابه طرف گون باتان (مغرب) فرستاد.به طرف گون دوغان رفته ها قیزیل یای (کمان طلا) پیدامیکنندوبه گون باتان رفته ها اوچ دنه گوموش اوخ(سه تیرنقره ای)پیدامیکنند.اوغوزقاغان به پسرهایش اونقون آغ قویون و قارا قویون،قیزیل تویوق و گوموش تویوق میدهد.اونقون مرغ رفته رفته ضعیف شده وازبین میرود.هرکدام ازقبیله های متحدشده بعدا به خاطر اینکه فقط قارا یا آغ قویون را می پرستیدند،آغ قویونلو و یا قارا قویونلو نامگذاری شده اند.}

۶ فرزند اوغوزخان همگی با هم نشانه آفرینش دنیا می باشند. به باور انسان باستانی تورک کائنات از این ۶ عنصر تشکیل شده است. هر یک از این عناصر برای این انسان نشانه زندگی و ادامه چرخه حیات بوده است.

{ماآدای-قاراپدرکوراوغلو«داغ تانریسی»(خدای کوه) بوده است.به همین دلیل شکست ناپذیربوده. اعتقادات به اود (آتش) ،اوجاق،داغ (سنگ) درمیان مردمان ترک همیشه با هم به یادهاسپرده شده هستندچون اعتقادی است که میگوید : اودو وئرن،اوجاغی یارادان داغ(داش)دیر}

این اعتقادات مربوط به دوران آنئمیسم (جاندار پنداری عناصر بی جان) می باشد که به اذعان محققان مردم شناسی به دوران ماقبل تاریخ و قبل از شروع تمدن ها مربوط می شود.

براساس باورهای اساطیری ملت آذربایجان سنگ یا خاک قدرت آفرینندگی و تولید مثل دارد. گیاهان، درختان و به عبارت ساده تر کل طبیعت از دامن خاک یا سنگ به وجود آمده است. و به همین دلیل کلمه «تورپاق» همراه با کلمه «آنا» استفاده می گردد و این کلمه مونث معنوی می باشد.

می توان گفت حتی یکی از دلایل دیگر تقدس اماکنی مانند “توربه” نیز اعتقاد به مادر بودن سنگ و خاک است.

با همین تفاسیر وجود جای پایه اسب و سنگ تراشیده ی قوچ نیز به اعتقادات دوران توتمیستی این خطه در ارتباط است.

قوچ از توتم های مشهور و فراگیر منطقه آذربایجان است. نقش این توتم نیز به وضوح در داستانهایی نظیر اوغوزنامه ودده قوروقود مشاهده می شود.

داستان و باور مردم ترکمنچای درباره تقابل دو قوچ نیز را می توان به نشانه های از داستان کوراوغلو ارتباط داد.

وجه تسمیه کوراوغلو بر خلاف اعتقاد داستانی که به کور بودن آلی کیشی ربط داده شده به خورشید و «قور» در ارتباط است.

قور/خور در زبان قدیم تورکی به معنای «گونش» یا همان خورشید است که اگر فرض کنیم داستانهای اوغوزنامه، کوراوغلو، دده قورقود و اصلی کرم تکه هایی از یک داستان کلی باشند «قور» همان اوغوز خان است.

به هر ترتیب میرعلی سیدوف می نویسد : «قور» دو فرزند داشت یکی جوان، پر انرژی ولی بی تجربه دیگری مسن ولی با تجربه.

فرزند پر انرژی «قوراوغلو/کوراوغلو» و فرزند با تجربه «قورقود» نام داشت.

میرعلی سیدوف در نموداری نشان می دهد که «قور» نشانه خورشید تابان در ظهر «قورقود» نشانه «دان» خورشید در حال طلوع و «قوراوغلو» نشانه «دون» خورشید در حال غروب می باشد.

یعنی به زبان ساده تر هر یک از فرزندان «قور» سلطان غرب و شرق زمین می باشند. با اینکه در روایت خصومت و جنگی بین این کارکترها اشاره نشده است ولی به نظر می رشد این دو عنصر در منطقه ترکمانچای در تماثیل دو«قوچ» دشمن یکدیگر شده اند.

اما جای پای اسب یکی از شاهکارهای معماری این مکان می باشد. به نظر نویسنده جای پای است در این مکان بی ارتباط با اسبهای داستان کوراوغلو نمی باشد.

در داستان کوراوغلو دو اسب از وسط دریا بیرون آمده و با دو اسب گله “آلی کیشی” پدر کوراوغلو آمیزش می کنند. این اسب ها پدر های «قیر آت» و«دور آت» دو اسب افسانه ای کوراوغلو می شوند.

آنگونه که از تفاسیر داستانهای کتاب «دده قورقود» بر می آید هریک از کارکترهای داستان این کتاب به جز «باسات» نماد یک حیوان می باشد.

 در داستان «سالور قازانین ائوی یاغمالاندیغی بویی بیان ائدیر» سالور قازان نماد اسب بالدار است که از دوستان خود که آنها نیز اسب می باشند برتری دارد. این برتری در داستان «اوچ گونلوک یولی بیر گونده آلورام» از زبان «سالور قازان» برای نجات خانه و کاشانه خود به چوپان که آن هم نماد سگ می باشد بیان می شود.

هرچند مثال های زیادی می توان بر وجود مقدس بودن اسب در باورهای اساطیری مردم آذربایجان آورد تنها به ذکر این نکته قناعت می شود که اسب نیز مانند قوچ از توتم های مشهور و قدرتمند ایشان بود که همراه خود خوشبختی و سعادت را برای معتقدان خود به ارمغان می آورده است.

گرچه این نشانه ها با گذر زمان کم فروغ شده اند ولی اعتقاد به خوش شانسی به همراه نعل کهنه اسب که تا همین زمان معاصر در غرب رواج دارد ریشه در این باورها می باشد.

۱٫این مقاله با تحقیق هایی که آقایان حامد ولینژاد ترکمانی و حمید مهدلو از اهالی منطقه داشته اند به دست آمده است

۲٫آذربایجان خالقینین سوی کؤکونو دوشونرکن . میرعلی سید اف

۳٫اوغوزنامه

۴٫دده قورقود

۵٫کوراوغلو داستانی

توهمنلی

دیدگاه شما نسبت به این پست:

یک دیدگاه

لطفا تمامی بخش هارا صحیح پر کنید
لطفا در نظرات از کلمات زشت ناپسند استفاده نکنید
نظرات پس از بازبینی در سایت گذاشته خواهند شد


مطالب بیشتر

      پربازدید
      جدید ها
ارسال شده در ۱۲ اسفند ۹۵

Copyright © 2012 All rights Reserved
طـبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای هرگونه کپی برداری از مطالب سایت توهمنلی بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد
طراحی و توسعه سایت توسط تیم وبسایت توهمنلی